والعصر


فروردین 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

والعصر



  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

  • جستجو


    موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • یاری
  • رسم عاشقی
  • درس های زندگی

  •   فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
  • RSS چیست؟
     
       
      اعمال ساده،ولی ثواب فراوان    

    یکی از سوالاتی که از ابتدای نوجوانی در ذهنم بود، این بود که چرا بعضی اعمال ساده و راحت، ثواب هایی بسیار زیاد و فراتر از حد معمول دارند، مثلا چرا گفته شده که ثواب خواندن سه بار سوره توحید با ثواب یک ختم قرآن برابر است.❗️راستش منطق و حکمت این کار خداوند را درک نمی کردم. :)مدتی پیش پای منبر یکی از روحانیون گرامی پاسخی بسیار زیبا برای این سوال یافتم که در قالب خاطره ای از کودکی های آن روحانی مطرح شده بود.
    🌟ایشان می گفت: “بچه تر که بودم، شیطنت هایم بیشتر از امروز بود. یک روز شیشه این همسایه را می شکستم و فردا، سر پسر همسایه دیگر را. یک روز صبح، عمویم که از کارهایم عاصی شده بود؛ صدایم زد و پیشنهاد داد با پولی که می دهد، کاری اقتصادی دست و پا کنم. پیشنهاد خودش فروختن بیسکوئیت به بچه های محل بود.

    👦من هم از خدا خواسته، پولها را از عمو گرفتم و از عمده فروشی، ده بیست تایی بیسکوئیت خریدم. یک جعبه چوبی میوه هم سرو ته شد و سر کوچه خودمان که از قضا گلوگاه محل نیز محسوب می شد،

    🍫اولین دکان بیسکوئیت فروشی من پا گرفت.

    اولین روز، کسب و کار تعریفی نداشت و بیشتر وقت من به بطالت گذشت. بچه ده ساله ای را در نظر بگیرید که از صبح تا ظهر جلوی ده بیسکوئیت بنشیند و گرسنه شود. طبیعی است که شیطان در جلدش برود و به بیسکوئیت ها دست درازی کند.

    🌞ظهر که شد، پدر از سر کار آمد و با دیدن من، که نان آور خانه شده بودم، خندید. نزدیک آمد و پرسید که چه می کنم و از صبح، چقدر کاسب بوده ام. من هم گفتم بیسکوئیت را خریده ام سه تومن و می فروشم پنج تومن. دروغ می گفتم. خریده بودم پانزده ریال و می فروختم دو تومن. پدر با شنیدن این حرف گفت: خوب یکی هم به ما بده. من هم زرنگی کردم و بیسکوئیتی که ازصبح به آن نوک زده بودم را به دستش دادم. پدر بیسکوئیت را زیر و رو کرد. ظاهراً می خواست چیزی بگوید، اما نگفت.

    💰دست دیگرش را در جیب فرو برد و یک ده تومنی بیرون آورد و به من داد. من ایستادم و جیبهایم را گشتم و دست آخر گفتم: پنج تومنی ندارم که بقیه پول را پس بدهم. پدر هم گفت: اشکال ندارد؛ بعداً با هم حساب می کنیم. و این بعداً هرگز نرسید. تا عصر، پشت دکانم بودم و پس از آن به خانه رفتم و بیسکوئیتی که به پدر فروخته بودم را از سر طاقچه برداشتم و خوردم.

    ;)امروز که من پدر شده ام و پسری دارم که شیطنت می کند؛ فهمیده ام که آن روزها، پدر قیمت بیسکوئیت را می دانست؛ می دانست که بیسکوئیت را دو تومن می فروشم؛ می دانست که پنج تومنی دارم که پولش را پس بدهم؛ می دانست که بیسکوئیت نوک زده را به او انداخته ام؛ و می دانست که بیسکوئیت را خودم خواهم خورد. و من امروز فهمیده ام که پولی که عمو به من داد را پدر داده بود؛ فهمیده ام که این بازی برای این بود که من دست از «خبط و خطا» بردارم و آدم شوم؛

    😍فهمیده ام که پدر به دنبال «راه انداختن» من بود.”
    💎آری، اینجا بود که فهمیدم خداوند نیز قیمت و ارزش کارهای اندک ما را خوب می داند، خوب می داند سه بار خواندن سوره توحید با ختم کل قرآن فرق دارد، خوب می داند یک درهم صدقه در ماه رمضان با هزار درهم صدقه فرق دارد، خوب می داند روزه گرفتن در پنجشنبه اول و وسط و آخر ماه با روزه گرفتن در تمام روزهای ماه فرق دارد، ولی ثواب آنها را برای ما یکی می کند تا امثال من که از لحاظ معنوی یک بچه شیطان و خطاکار به حساب می آییم، 😥دست از «خبط و خطا» برداریم و آدم شویم. می خواهد حداقل ما را راه بیندازد تا کم کم با پاک شدن دلمان، مزه عبادت و لذت مناجات، ما را خودبخود در نیمه های شب بیدار کند و به پای سجاده بکشاند.
    🌹و هر گاه بندگان من، از تو درباره من بپرسند، [بگو] من نزديكم، و دعاى دعاكننده را- به هنگامى كه مرا بخواند- اجابت می‏كنم، پس [آنان‏] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.

    البقرة آیه 186

    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    التماس دعای فرج

    موضوعات: درس های زندگی  لینک ثابت [جمعه 1396-01-18] [ 03:58:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شباهت به امام عصر    

    #شباهت_حضرت_ولیعصر_عج_با_انبیا_الهی6⃣
    حضرت #لوط علیه السلام و حضرت #یعقوب علیه السلام
    خداوند فرشتگان را برای یاری حضرت لوط علیه السلام فرستاد؛ برای یاری حضرت مهدی(عج) نیز فرشتگان فرود خواهند آمد. یعقوب علیه السلام در فراق یوسف علیه السلام به قدری گریست تا چشمانش از اندوه سفید شد و بینایی خود را از دست داد در حالی که حضرت خشم خود را فرو می خورد؛ حضرت مهدی(عج) نیز چنانکه در زیارت ناحیه مقدسه می فرماید، در اندوه جدّش امام حسین علیه السلام بسیار می گرید، در حالی که خشم خود را فرو می برد تا زمانی که اجازه ظهور بیابد و انتقام آن حضرت را از قاتلانش بگیرد. یعقوب علیه السلام منتظر فرج بود؛ حضرت مهدی(عج) نیز منتظر فرج می باشد.

    موضوعات: درس های زندگی  لینک ثابت  [ 03:50:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شعرمهدوی    

    تنها ترین امام زمین، مقتدای شهر.

    تنها، چه میکنی؟تو کجایی؟کجای شهر؟
    وقتی کسی برای تو تب هم نمی کند.

    دیگر نسوز این همه آقا به پای شهر.
    تو گریه میکنی و صدایت نمی رسد.

    گم می شود صدای تو در خنده های شهر.
    تهمت،ریا و غیبت و رزق حرام و قتل.

    ای وای من چه می کشی از ماجرای شهر.
    دلخوش نکن به “ندبه"ی جمعه، خودت بیا.

    با این همه گناه نگیرد دعای شهر!
    اینجا کسی برای تو کاری نمی کند.

    فهمیده ام که خسته ای از ادعای شهر.
    گاه از نبودنت مثلا گریه می کنند. 

    شرمنده ام! از این همه کذب و ادای شهر.
    هر روز دیده می شوی اما کسی تو را.

    نشناخت ای غریبه ترین آشِنای شهر.
    جمعه…غروب… گریه ی بی اختیار من.

    آقا دلم گرفته شبیه هوای شهر……
    🌺الّلهُـــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَــــــــرَج 🌺

    موضوعات: درس های زندگی  لینک ثابت  [ 03:48:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      پاسخ به شبهه    

    ✅پاسخی به یک شبهه رایج :👇
    ⁉️اگر امروز #همه_پرسی میشد باز هم مردم به جمهوری اسلامی آری می گفتند؟؟
    🔹برخی در جواب مثبت تردید دارند اما 

    پاسخ قطعا و قطعا مثبت است.👇

    1⃣منتقد بودن به معنی مخالف یا معاند بودن نیست.

    افراد نسبت به انقلاب یکی از حالات زیر را دارند.

    مدافع، موافق، بی تفاوت، مخالف، معاند.

    البته خیلی از افراد نسبت به وضع موجود منتقد هستند و منتقد بودن با مدافع و موافق بودن قابل جمع است، یعنی میتواند کسی نسبت به وضع کشور منتقد باشد اما در عین حال موافق و حتی مدافع باشد.مثلا ما میتوانیم نسبت به رفتار برادرمان منتقد باشیم اما در عین حال مدافع او باشیم. حضرت آقا هم فرمودند حضور مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن به معنی گلایه مند نبودنشان نیست.
    2⃣امان از مغالطه مخالف برتر است. گاهی مخالف بودن کلاس دارد.
    3⃣مخالفان و معاندان هم برخی فریب تبلیغات منفی دشمن را خورده اند و با بحث منطقی و علمی به راحتی در صف موافقان قرار میگیرند اگرچه ممکن است هنوز منتقد باشند.
    4⃣همه کشور هم شمال شهر تهران و برخی از مراکز استانها نیست، ایران همه ایران است. با همه اقوامش و با همه ساکنانش. 
    5⃣اگر وضع معیشت را برخی موجب رای نه میدانند، تحلیل صحیحی ندارند چون به وضوح محرومان و پابرهنگان و جنوب شهری ها بیشتر انقلابی هستند تا کسانی که تفریح یک روزشان برابر خرجی یکسال دیگران است. 
    6⃣مردم به خاطر اسلام انقلاب کردند و به خاطر اسلام رای آری دادند و به خاطر اسلام هم پای انقلاب خودشان هستند.
    7⃣ هر نظامی طبیعتا مخالفین و معاندینی دارد و هیچ کشوری هم استثنا نیست. با مخالفش باید مماشات کرد و با معاندش برخورد.
    8⃣ما هنوز در مرحله نظام اسلامی هستیم، بنابراین نباید انتظار حکومت اسلامی را داشت.

    مراحل پنج گانه زیر را باید طی کنیم:

    انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی، حکومت اسلامی.

    9⃣حکومت اسلامی قابل سفارش دادن نیست! باید آن را ایجاد کرد و حداقل سه ضلع دارد:

    (۱)رهبری عالم و عادل

    (۲)مدیران کارآمد و سالم

    (۳)مردم همراه و قانون مدار
    🔻علی ع هم باشی به عنوان رهبر تا وقتی مردم همراه نیستند و هنوز دنبال برند خارجی میگردند و مدیران هم همت مضاعف نداشته و به حرف علی گوش نمیکنند نمیتوانی عدالت علی ع را اجرا کنی.
    🔟انتقاد نه علم زیادی میخواهد، نه هنر خاصی، باید عمل کرد.

    آیه 11 سوره رعد است که می فرماید «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»، (خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسانها به خودشان وضع و حال خودشان را تغییر دادند.

    موضوعات: درس های زندگی  لینک ثابت  [ 03:47:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      معنای غیبت امام زمان    

    همه می دانیم که امام عصر #غائب هستند. 

    اما به نظر می رسد جمع قابل توجهی از ما به معنای صحیح غیبت اماممان، توجهی نداریم و همین امر، موجب آسیب هایی در بُعد عقیده و جنبه عمل شده است. متن ذیل در پی تبین ساده اما صحیح این مطلب است.
    #غَیبت در زبان عربی به معنای «با چشم، دیده نشدن» است. بنابراین هر موجودی که به چشم دیده نشود و یا دور از چشم باشد، غائب نامیده می شود.
    اما همین غیبت در زبان فارسی، معنای متفاوتی پیدا کرده است. حضور و غیاب در کلاس درس را خاطر بیاورید. در زبان فارسی هر کس حاضر نباشد، غائب نامیده می شود.
    به عبارت دیگر کلمه غیبت در زبان عربی، متضاد #ظهور است؛ اما در زبان فارسی متضاد آن، #حضور است.
    ملاک غائب بودن یا نبودن در عربی، دیده شدن و نشدن است؛ اما در فارسی، بودن یا نبودن.
    وقتی در مثال تأمل کنیم، تفاوت غائب عربی و فارسی را بهتر متوجه می شویم. مثلاً خانم هایی که برای نماز خواندن به مسجد می آیند و در پشت پرده و یا در طبقة دیگری از مسجد حضور می یابند، در نظر آقایان، غائب ـ به معنای عربی آن ـ هستند؛ چون دیده نمی شوند. اما به معنای فارسی آن، غائب نیستند، چون در مسجد حضور دارند.
    در هر صورت امام عصر بسم الله الرحمن الرحیم غائبند. اما به کدام زبان؟ به زبان عربی یا فارسی؟!
    طبیعی است که کوچک ترین درنگی در این موضوع ما را به جواب صحیح، رهنمون می سازد. بله؛ امام مهدی بسم الله الرحمن الرحیم غائبند؛ اما به معنای عربی آن، نه فارسی. به تعبیر دیگر، امام ظاهر نیستند؛ نه این که حاضر نباشند. اصلاً مگر می شود امام معصوم، حجت خداوند متعال، هادی، سبیل، باب و وجه الله در دوره ای از زمان وجود نداشته باشد؟ اگر حجت خدای متعال حتی یک لحظه نباشد که دیگر چیزی وجود نخواهد داشت. این شأن و جایگاه، قابلیت حذف شدن را ندارد و تعطیلی بردار نیست. حتماً باید در هر زمانی، حجتی باشد و در روزگار کنونی نیز چنین است. تنها اتفاقی که افتاده، این است که ما حجت زمان را نمی بینیم و چون با چشم دیده نمی شوند، غائب نامیده شده اند.
    شاید نکته ای که بیان شد را همه بدانند، اما مهم این است که ما نه در ذهن یا بر روی برگه امتحان و یا جلوی دوربین، بلکه در زندگی مان غیبت امام را درست معنا کنیم. آیا باور داریم که امام حاضر است؟
    آیا تا به حال، در زندگی خود، امام را حاضر و ناظر تصور نموده ایم؟ دقت داشته ایم که می توانیم با نوع زندگیمان، مهربان ترین انسان و خیرخواه ترین فرد نسبت به خویش و نزدیکانمان را خشنود و راضی کنیم و یا دل آزرده نمائیم؟ آیا در زندگی خود، جایگاهی برای ایشان در نظر گرفته ایم؟
    غالباً ما مواقعی که گرفتاریم و کاری از دست دیگران برنمی آید، به امام معتقد می شویم. به نظر می رسد که خیلی از ما فقط در ذهن، امام زمان بسم الله الرحمن الرحیم را حاضر می پنداریم؛ اما در زندگی، غیبت را فارسی معنا کرده ایم و هر طور، دلمان خواسته، زندگی کرده ایم و هرگز از امام معصوم که منبع سرشار، چراغ نورانی، هادی، مرشد، ناصر و معلم بزرگ و توانمندی است، استفاده کامل را نبرده ایم و به ایشان بی توجهی کرده ایم.
    این نکته را به ذهن بسپاریم که: میان کسی که امام زمان بسم الله الرحمن الرحیم را ظاهر نبیند، و کسی که ایشان را حاضر نداند، از زمین تا آسمان تفاوت است.
    به راستی ما امام زمان بسم الله الرحمن الرحیم را حاضر می دانیم؟ 

    و آیا این نکته را با عمق جان قبول کرده ایم؟
    ▫▫▫▫▫▫▫▫▫▫

    موضوعات: درس های زندگی  لینک ثابت  [ 09:53:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »
     
    •  خانه  
    •  تماس   
    •  ورود