والعصر


اسفند 1395
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30        

والعصر



  • خانه
  • اخیر
  • آرشیوها
  • موضوعات
  • آخرین نظرات

  • جستجو


    موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • یاری
  • رسم عاشقی
  • درس های زندگی

  •   فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
  • RSS چیست؟
     
       
         

    بارگذاری…​

    موضوعات: درس های زندگی  لینک ثابت [جمعه 1395-12-06] [ 10:59:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      ماجزءکدام دسته ایم؟    

    ✅ مردم نسبت به ظهور امام عصر (عج) چند دسته اند:

    √ 1) برخی بی تفاوتند ، فقط به گذران زندگی کنونی خود می اندیشند .
    √ 2) برخی ازآن بی اطلاعند.
    √ 3) برخی آن را موهوم و ساختگی می دانند.
    √ 4) برخی در حد یک مسأله آرمانی به آن علاقه مندند ولی هیچ اقدامی ندارند.
    √ 5) برخی از ترس اجرای عدالت و محکوم شدن خودشان میلی به ظهور ندارند .
    √ 6) برخی برای تحقّق آن دعا می کنند .
    √ 7) برخی برای تعجیل در انجام آن علاوه بر دعا اشک می ریزند.
    √ 8) برخی علاوه بر دعا واشک دیگران را نیز براین امر ترغیب می کنند.
    √ 9) برخی بظهور نمی اندیشند بلکه آرزوی دیدن حضرت را حتی برای یکبار دارند .
    √ 10) برخی به لزوم زمینه سازی عملی اعتقاد داشته ولی دست خود را بسته می دانند.
    √ 11) برخی به دعا برای ظهور ، #خودسازی برای لیاقت همراهی با ظهور و زمینه سازی برای تحقّق ظهور اعتقاد داشته و بی صبرانه در این راه گام بر می دارند . 
    √ 12) برخی در این راه جان داده و یا جان ناقابل خویش را در طبق اخلاص نهاده اند.

    ☝️بیایید این سؤال را از خود بپرسیم:

    ⁉️ ما، جزء کدامین گروهیم ؟

    موضوعات: درس های زندگی  لینک ثابت  [ 10:59:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      لبخند امام حسین علیه السلام    

     
    🌸 عاقبت احسان به پدر و مادر و عنایت امام حسین(علیه السلام)
    🔹شهید دستغیب، به نقل از عالم زاهد، شیخ حسین بن مشکور می گوید:
    🔆در عالم رؤیا دیدم در حرم مطهر حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) مشرف شده ام و یک جوان عرب وارد حرم شد و با لب خندان به آن حضرت سلام کرد و حضرت هم با لبخند جواب وی را داد.
    💥فردا شب که شب جمعه بود، به حرم مطهر آن حضرت مشرف شدم و در گوشه ای از حرم ایستادم.
    ♻️ناگهان همان جوان عرب را که در خواب دیده بودم، وارد حرم شد و چون مقابل ضریح مقدس رسید با لبخند به آن حضرت سلام کرد. اما من حضرت سید الشهدا(علیه السلام) را ندیدم و مراقب آن عرب بودم تا از حرم خارج شد.
    💎من به دنبال او رفتم و سبب لبخند او را در هنگام عرض سلام به آن حضرت، از او سؤال کردم و نیز تفصیل خواب خود را برای او نقل نمودم، و گفتم: چه کرده ای که امام با لبخند به تو جواب می دهد؟

    او در پاسخ گفت:
    ☀️من پدر و مادر پیری دارم و ساکن چند فرسخی کربلا هستم.

    شب های جمعه که برای زیارت می آمدم، یک هفته پدرم را سوار بر الاغ کرده و می آوردم و هفتهء دیگر مادرم را به همین صورت به زیارت می آوردم.
    ❄️اما در شب جمعه ای که نوبت پدرم بود، وقتی او را سوار کردم، مادرم گریه کرد و گفت: مرا هم باید ببری، شاید هفته دیگر زنده نباشم.
    ✍🏻من گفتم: باران می بارد و هوا سرد است و بردن شما هر دو مشکل است. اما مادرم نپذیرفت.
    🌷من به ناچار پدرم را سوار کردم و مادرم را به دوش کشیدم و با زحمت بسیار آنها را به حرم رسانیدم و چون در آن حالت با پدر و مادرم وارد حرم شدم، حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) را دیدم و سلام کردم، آن بزرگوار به روی من لبخند زد و جوابم را داد.
    ✳️از آن وقت تا به حال هر شب جمعه که مشرف به زیارت آن حضرت می شوم، حضرت را می بینم و ایشان با تبسم جوابم را می دهد
    📚
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

    موضوعات: درس های زندگی  لینک ثابت  [ 10:56:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
         

    ​

    موضوعات: درس های زندگی  لینک ثابت  [ 10:31:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
         

    ​

    موضوعات: درس های زندگی  لینک ثابت  [ 10:30:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
         

    ​

    موضوعات: درس های زندگی  لینک ثابت  [ 10:30:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »
     
    •  خانه  
    •  تماس   
    •  ورود